العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
180
شرح كشف المراد ( فارسى )
بوده و شناخت واقعى از خداى داشتند هرگز چنين تقاضاى بيجائى نمىكردند . و ثانيا بر فرض محال كه اين تقاضا از موسى براى خودش باشد خدا بلا فاصله جواب داده كه : لَنْ تَرانِي يا موسى بنا بر اين وجهى براى اين استدلال نيست . دليل دوّم : استدلال كردهاند به آيهء 22 و 23 سوره قيامت كه مىفرمايد : وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ « شاداب و خرّم » إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ . كيفيت استدلال : حقيقت نظر عبارتست از دوختن چشم بسوى مطلوب به منظور ديدن آن و در آيهء شريفه كلمه نظر با حرف الى استعمال شده و منظور همين است كه چشمها در قيامت بسوى خداوند نظر كرده و دوخته مىشوند تا او را ببينند ولى نظر به اين معنا در حق خداوند مستحيل است زيرا خداوند موجود مادى نيست و در جهتى واقع نشده تا انسان به آن سمت چشم بدوزد و وى را ببيند و لذا ناچاريم حمل بر مجازيت كنيم يعنى بر اصل رؤيت حمل كنيم يعنى انسان خدا را مىبيند بدون اينكه به سمت خاصى نظر كند آنگاه استعمال مجازى محتاج به قرينه است و خوشبختانه قرينه موجود است و آن عبارتست از علاقه سببيت و مسببيت يعنى لفظى كه براى سبب وضع شده كه دوختن چشم باشد در مسبب يعنى رؤيت استعمال شده و بقول علماء معانى بيان : هو من احسن وجوه المجاز پس نتيجه و اثر نظر كردن بسوى چيزى كه همان ديدن او باشد در ما نحن فيه حاصل است . جواب ما : هم اشاعره و هم ما قبول داريم كه جملهء الى ربها ناظرة را بايد تأويل برد و بر خلاف ظاهر حمل كرد ولى در مقام تأويل وجوهى قابل ذكر است كه يكى از آنها وجه باطل اشاعره است ولى وجوه بهترى هم هست كه عبارتند از : 1 - بگوئيم : در آيه مضافى مقدر است و منظور اينست كه : الى ثواب